شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 16:11
اون پرنده تو بودی
پیرهن ابر و درید
رفت و گم شد تو غرور
رفت و از همه برید
اون که روی عاشقی طرح دلتنگی کشید
جفت پر شکسته شو توی تنهایی ندید
من ...!
اون پرنده ام گنگ و خسته
هر پر پاکم روی ی برگه
هر ی پری که رخت تو بود
حالا واسه خاک رختی قشنگه
...
من هنوز تشنه ی نورم ٬ تشنه ی دشت خورشید
زود بیا که باد غربت
همه پرامو چید
بیا هم هوای من
فقط تویی صمیمی
منو ازینجا ببر
تو ای جفت قدیمی
نوشته شده توسط ,